خرید بک لینک
بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجاشرح بيت :چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد

برچسب: نویسنده: میلاد رجبی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 2:40

قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چيست صبوری کدام و خواب کجاشرح بيت :عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر و بردباری را بيشه خود کردم و زندگی را فقط برای معشوق خواستم و گرنه حي

برچسب: نویسنده: میلاد رجبی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 2:40

گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا راشرح بيت :اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اين

برچسب: نویسنده: میلاد رجبی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 2:40

صفحه بندی